۱۷ مردادماه در تقویم ما روز خبرنگار نامیده شده است. خبرنگار پایگاه خبری خرد و کلان به همین مناسبت از مدیران روابط عمومی درباره شیوه تعامل میان خبرنگاران و سازمانها و نیز کارکرد رسانه در فضای اقتصادی کشور سوالاتی در این قالب پرسیده است:
۱. به نظر شما مهمترین کارکرد رسانهها در فضای کنونی اقتصادی کشور چه میتواند باشد؟
۲. مهمترین نقدی که اکنون به شیوه ارتباط میان سازمانها و رسانهها وارد میدانید چیست؟
۳. اگر شما صاحب یک رسانه بودید، از رسانه خود برای کمک به پیشرفت کشور چه استفادهای میکردید؟
اکنون پاسخ ها را می خوانید:
روح اله حصارکی، مدیر روابط عمومی و تبلیغات شرکت بیمه ما
در وضعیت فعلی کشور، مهمترین نقش رسانهها این است که واقعیتها را درست و شفاف به مردم منتقل کنند. بسیاری از مردم از آنچه در فضای اقتصادی کشور رخ می دهد اطلاعی ندارند و نمی دانند به چه چیز یا کسی باید اعتماد کنند. رسانهها میتوانند به آگاهتر شدن مردم کمک کنند و آنها را از فضای شایعهها دور کنند تا بتوانند بهنر تصمیمگیری کنند. از سوی دیگر، اگر رسانهها بتوانند مسئولان را پاسخگو کنند، به بهتر شدن اوضاع کشور کمک خواهد شد.
یک مشکل بزرگ در کشور ما این است که بیشتر سازمانها فقط وقتی به رسانهها رو می آورند که قصد تعریف و تمجید از خودشان را دارند و یا برای حل مشکلی به کمک آنها نیاز دارند؛ به عبارت دیگر، رابطه سازمان و رسانه، فقط یکطرفه است و حالت تبلیغاتی دارد، در حالی که رسانه باید همیشه در جریان کارهای سازمان باشد؛ حتی وقت که خبری نیست!
بسیاری اوقات نیز پاسخگویی از سوی سازمان، دیر انجام میشود و یا اصلاً جواب درستی از سوی سازمان به رسانه داده نمیشود که این روند نیز باعث بیاعتمادی مردم خواهد شد. البته باج نیوزها، دردسرهای زیادی برای سازمان ها ایجاد می کنند که موضوع آنها در این بحث نمی گنجد.
من اگر صاحب یک رسانه بودم، سعی میکردم مطالبی منتشر کنم که واقعاً برای مردم مفید باشد. آموزشهایی درباره مسائل اقتصادی، مدیریت دارایی و یا راه اندازی کسب و کار، می توانست از این موارد باشد. از طرف دیگر تلاش میکردم صدای مردم را به گوش مسئولان برسانم، مشکلات واقعی جامعه ر نشان بدهم و از افراد موفق و نوآور حمایت کنم. رسانه میتواند پلی میان مردم، کارشناسان و مسئولان، برای صحبت کردن با یکدیگر و پیدا کردن راه حل باشد.
سید فرید میرموسوی. مدیر روابط عمومی و بین الملل شرکت بیمه پاسارگاد
در شرایطی که اقتصاد کشور با پیچیدگیها، نوسانات و چالشهای متعددی مواجه است، رسانهها میتوانند نقشی بیبدیل در “شفافسازی”، “افزایش آگاهی عمومی” و “اعتمادسازی” ایفا کنند. رسانهها باید پل ارتباطی مطمئن میان سیاستگذاران، فعالان اقتصادی و مردم باشند؛ صدای دغدغههای واقعی جامعه را به گوش مسئولان برسانند و همزمان، تصمیمات و سیاستهای اقتصادی را بهدرستی و بیتحریف برای افکار عمومی تبیین کنند. این کارکرد اطلاعرسانی مسئولانه، در نهایت به تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش هزینههای بیاعتمادی کمک خواهد کرد.
با این حال مهمترین نقدی که اکنون به رابطه دوسویه میان رسانه و سازمان وارد است، فقدان یک «گفتوگوی حرفهای، منظم و مبتنی بر اعتماد متقابل» میان برخی سازمانها و رسانههاست. در مواردی، سازمانها رویکرد تدافعی یا محافظهکارانه در قبال رسانهها اتخاذ میکنند و در مقابل، برخی رسانهها نیز مسیر مطالبهگری را با رویکردی تند، ناعادلانه یا غیرمستند طی میکنند. این وضعیت، به جای همافزایی، به واگرایی میانجامد. روابطعمومیها و رسانهها باید همدیگر را بهعنوان دو بال ارتباطی جامعه ببینند؛ نه در موضع رویارویی، بلکه در جایگاه همکاری سازنده برای ارتقاء آگاهی و پیشبرد منافع ملی.
من اگر صاحب یک رسانه بودم، تلاش میکردم رسانهام به فضایی برای «امیدآفرینی واقعگرایانه»، «تقویت عقلانیت گفتوگویی» و «تمرکز بر ظرفیتهای ملی» تبدیل شود. نگاه انتقادی سالم را حفظ میکردم، اما اجازه نمیدادم رسانه به تریبونی برای تخریب، سیاهنمایی یا ناامیدی بدل شود. در حوزه تخصصی خودم، یعنی صنعت بیمه و ارتباطات سازمانی، تلاشم بر این بود که پیچیدگیهای این صنعت را برای عموم قابل فهم کنم، به ارتقاء سواد بیمهای جامعه کمک کنم و در کنار آن، نخبگان و تصمیمسازان را با نگاه تخصصیتری نسبت به الزامات توسعه اقتصادی آشنا سازم. رسانه در عصر امروز، فقط ناظر نیست؛ نقشآفرین فعال و مسئول در مسیر توسعه است.
جواد گودرزی، مدیرکل روابط عمومی بیمه مرکزی
در یک نگاه کلی و بر اساس نظر هارولد، لاسول رسانه ها سه کارکرد ” نظارت بر محیط” ، ” ایجاد همبستگی اجتماعی” و ” آموزش و راهنمایی ” را دارند که منطقا همه رسانه ها باید دارای این کارکردها باشند.
در حال حاضر به نظر من رسانه ها به ویژه رسانه های تخصصی (در همه حوزه ها) بیشتر از آن که به اموزش” و” برقراری همبستگی اجتماعی” بپردازند، تنها به نظارت، آن هم از منظر خودشان می پردازند. هر چند برخی از آنها به دیگر کارکردها نیز میپردازند، اما چگالی کارکرد رسانه ها بیشتر به سمت نظارت گرایش پیدا کرده است.
از منظر اقتصادی هم این موضوع صادق است. رسانه های عام تر فقط به “خبر” می پردازند و سایر قالبهای رسانه ای را کمترمی بینیم و می خوانیم. در سالهای نه چندان دور و در زمانه حاکمیت رسانه های مکتوب، یکی از نقاط تمایز رسانه ها تحلیلهای آنها بود که توسط اقتصاددانان و روزنامه نگاران چیره درست نوشته می شد. در حال حاضر، رسانه ها از فقر تحلیل و تفسیر رنج می برند. هرچند ذائقه مخاطبان نیز در حال حاضر به جهت انبوه اطلاعات و محتواها، تحلیلها و گزارشهای تحقیقی را نمی پسندد.
افزایش گرایش به روزنامه نگاری تجاری برای تامین هزینه های _ بعضا جاری _ شاید مهم ترین موضوعی باشد که در حال حاضر رسانه ها با آنها دست و پنجه نرم می کنند. این موضوع باعث شده که بیشتر از آن که رسانه ها به روزنامه نگاری عینی و تحقیقی بپردازند، به جهت وابستگی مالی به سازمانها به تهیه و تولید محتواهای مد نظر و مورد تایید سازمانها و شرکتها گرایش پیدا کنند.
شاید ایده الیستی باشد، ولی من اگر صاحب یک رسانه بودم، بیشتر از آن که به فکر کسب در آمد باشم، به فکر تقویت سواد و افزایش اگاهی مردم و مخاطبان بودم. هرچند تامین هزینههای سرسام آور رسانه ها نیز خود حدیث مفصلی است.
طبیعی است که اگر رسانه ها به تهیه و تولید محتواهای درست، منطقی و اصولی بپردازند، به جای آن که رسانه به سمت سازمان بروند، این سازمان است که خود را نیازمند رسانه و بهره گیری از فرصتها و توانمندیهای آن می داند. اجرای این استراتژی، قطعا زمان بر است، ولیکن در درازمدت به نتیجه می رسد.
افزایش آگاهی مردم باعث آشنایی آنها با حقوق خود، نقد منطقی عملکردها، تدوین استراتژیها و برنامه ریزی های درست و اساسی است و در نهایت می تواند تاثیر خود رابر پیشرفت و تعالی کشور در همه حوزهها بگذارد.
علیرضا طهرانی، مدیر روابط عمومی شرکت بیمه اتکایی امین
در شرایط کنونی اقتصاد کشور که با پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و نوسانات کلان اقتصادی در هم آمیخته است، مهمترین کارکرد رسانهها، ایفای نقش بیبدیل در تبیین فضای شفاف از منظر اقتصادی، مدیریت ادراک عمومی و تقویت تابآوری اقتصادی جامعه است.
رسانهها فراتر از صرف اطلاعرسانی، می بایست به تحلیلگران عمیق و مفسران قابل اعتماد مبدل شوند تا بتوانند لایههای پنهان چالشها و فرصتهای اقتصادی را برای مخاطب عام و خاص روشن سازند. این امر در چند بخش قابل توجه است:
شفافیتسازی و مبارزه با شایعات: در فضای اطلاعاتی پیچیده امروز، رسانهها با ارائه دادههای موثق و تحلیلهای کارشناسی، سد محکمی در برابر اطلاعات نادرست و شایعات مخرب اقتصادی ایجاد میکنند که این خود به ثباتبخشی به انتظارات و افزایش اطمینان در فضای کسبوکار میانجامد.
افزایش سواد اقتصادی و مالی: رسانهها میتوانند با تولید محتوای آموزشی جذاب و کاربردی، به ارتقاء دانش اقتصادی جامعه نیز کمک کنند. این آموزش نه تنها به افراد در اتخاذ تصمیمات مالی هوشمندانهتر یاری میرساند، بلکه فهم عمیقتر از سیاستهای کلان اقتصادی را نیز ممکن میسازد.
تشویق به مشارکت هوشمندانه: با آگاهسازی از فرصتهای سرمایهگذاری، تشریح ریسکها و معرفی پتانسیلهای موجود در بخشهای مختلف اقتصادی، رسانهها میتوانند به هدایت سرمایهها به سمت بخشهای مولد و افزایش مشارکت فعال و آگاهانه شهروندان در چرخهی اقتصادی کشور یاری رسانند.
پایش و نقد سازنده: رسانهها به عنوان دیدهبانان جامعه، با پایش مستمر سیاستها و عملکرد نهادهای اقتصادی، و ارائه نقدهای سازنده مبتنی بر واقعیت و تحلیل، به افزایش پاسخگویی و کارآمدی در بدنه دولت و بخش خصوصی کمک میکنند. البته این نقدها می بایست مستند و بهدور از زیاده خواهی در کسب درآمد رسانه ها مدنظر قرار گیرد، چرا که یکی از عوامل بروز اخبار نادرست، تخریب و شایعات خارج از واقعیت، طمع مالی از سوی برخی فعالان در این حوزه مقدس باشد.
مهمترین نقدی که میتوان به شیوه ارتباط کنونی میان سازمانها و رسانهها وارد دانست، عدم درک متقابل از رسالتها و انتظارات و فقدان یک رویکرد استراتژیک و دوسویه در تعاملات است. این وضعیت اغلب منجر به یک ارتباط سطحی و فرصتطلبانه میشود که در آن، هر یک از طرفین بیشتر به دنبال تأمین منافع آنی خود هستند تا ایجاد یک رابطه پایدار و مولد.
البته باید اشاره داشت، برخی سازمانها رسانه را صرفاً ابزاری برای انتشار پیامهای از پیش تعیینشده و تبلیغاتی میبینند و کمتر به نقش آن به عنوان یک پل ارتباطی حیاتی میان خود و افکار عمومی و یا به عنوان یک منبع بازخورد ارزشمند توجه میکنند. این امر منجر به عدم شفافیت کافی، پنهانکاری و فقدان صداقت در برخی تعاملات میشود که به تضعیف اعتماد عمومی نسبت به سازمانها و در نتیجه، نسبت به رسانهها منجر میگردد.
فقدان تخصص در برخی پوششهای رسانهای: گاهی اوقات، رسانهها بدون اشراف کافی به پیچیدگیهای فنی و تخصصی حوزههای خاص (به طور مثال صنعت بیمه اتکایی)، به پوشش رویدادها یا تحلیل مسائل میپردازند که این میتواند منجر به تحریف واقعیت یا ارائه تحلیلهای ناقص و گمراهکننده شود.
عدم سرمایهگذاری کافی بر روابط پایدار: بسیاری از سازمانها، روابط عمومی را صرفاً یک واحد اجرایی میدانند تا یک واحد استراتژیک. این نگرش، مانع از ایجاد روابط بلندمدت و مبتنی بر اعتماد با خبرنگاران و رسانهها میشود که در شرایط بحرانی، میتواند هزینههای گزافی به سازمان تحمیل کند. برای برونرفت از این وضعیت، لازم است که سازمانها و رسانهها به یک گفتمان مشترک دست یابند، نیازهای یکدیگر را درک کنند و بر مبنای شفافیت، صداقت و احترام متقابل، روابطی استراتژیک و مولد بنا نهند
من اگر رسانه ای داشتم، آن رسانه را به کانونی برای ترویج تفکر راهبردی، نوآوری و امیدآفرینی در کشور در شرایط حال حاضر اقتصادی و سیاسی تبدیل میکردم. رسانه نه تنها یک مرجع اطلاع رسانی، بلکه یک موتور محرکه برای توسعه و تعالی ملی میبود. رویکرد اصلی این رسانه بر مبنای ایجاد ارزش برای جامعه و اقتصاد ملی استوار میشد و تمرکز بر محورهای زیر قرار میگرفت:
سکویی برای حل چالشها:
رسانه به جای صرفاً برجستهسازی مشکلات، به بستری برای طرح راهحلهای خلاقانه و نوآورانه توسط نخبگان، کارشناسان و مردم میشد. با برگزاری میزگردهای تخصصی، فراخوان ایدهها و ترویج الگوهای موفق، به یافتن پاسخهای بومی برای مسائل ملی کمک می کرد.
ترویج فرهنگ مسئولیتپذیری و کار تیمی: با معرفی پروژههای موفق با مشارکت بخش خصوصی، دولتی و مردم، و برجستهسازی نقش افراد و سازمانها در توسعه ملی، فرهنگ همکاری، مسئولیتپذیری اجتماعی و کار جمعی را می توان ترویج داد.
پشتیبانی از نوآوری و اکوسیستم استارتآپی: با عنایت به نیاز جامعه و حرکت جهان در حوزه اکوسیستم استارت آپی، بخش ویژهای از رسانه می توانست به معرفی استارتآپهای نوآور، شرکتهای دانشبنیان و سرمایهگذاران جسور اختصاص داشته باشد.
آموزش و توانمندسازی نسل جوان: حلقه مفقوده در رسانه به دلایل موجه بسیاری آموزش نسل آینده در کشور که است می توان با تولید محتوای آموزشی جذاب در حوزههای اقتصاد نوین، مهارتهای آینده و کارآفرینی، به توانمندسازی نسل جوان برای ورود موفق به بازار کار و ایجاد کسبوکارهای پایدار کمک کرد.
تبیین جایگاه استراتژیک صنعت بیمه اتکایی: با توجه به حوزه تخصصی فعالیتی شرکت بیمه اتکایی امین، رسانه مذکور می توانست ابزاری قدرتمند برای تبیین نقش محوری صنعت بیمه اتکایی در مدیریت ریسکهای کلان، حمایت از پروژههای بزرگ زیرساختی و توسعهای، و تضمین ثبات مالی در کشور باشد.
این تبیین شامل آگاهیبخشی عمومی و تخصصی درباره چگونگی حفاظت از سرمایههای ملی در برابر بلایای طبیعی و غیرمترقبه و اهمیت آن در زیرساختهای توسعه پایدار میبود.
محمود سلطان آبادی، مدیر روابط عمومی شرکت بیمه دانا
در شرایطی که اقتصاد کشور با بیثباتی و تغییرات سریع مواجه است، رسانه تنها نقش اطلاعرسانی ندارد، بلکه مسئولیت هدایت افکار عمومی بر پایه واقعیت را بر عهده دارد. رسانه باید بتواند فضای پر از شایعه و اطلاعات نادرست را مدیریت کند و با تحلیلهای روشن، مسیر تصمیمگیری منطقی را برای مردم و فعالان اقتصادی هموار سازد. در واقع، رسانه امروز نهتنها خبررسان است، بلکه نقش مرجع اعتماد و حتی آرامش روانی جامعه را ایفا میکند.
ارتباط سازمانها و رسانهها همچنان در بسیاری از مواقع یکطرفه و تشریفاتی است. اغلب سازمانها زمانی سراغ رسانهها میروند که یا موفقیتی برای نمایش دارند یا بحرانی برای رفع و رجوع. این نگاه کوتاهمدت، باعث شده رسانه احساس کند ابزار روابطعمومی است نه شریک اجتماعی. در حالی که رابطه واقعی، مبتنی بر اعتماد، پاسخگویی شفاف و تبادل اطلاعات مستمر است. تا زمانی که سازمانها به اهمیت این شراکت استراتژیک پی نبرند، این چرخه ناقص ادامه خواهد داشت.
من اگر مدیریت یک رسانه را بر عهده داشتم، مأموریت اصلی آن را توانمندسازی جامعه در تصمیمگیری تعریف میکردم. این یعنی فراتر رفتن از خبرهای روزمره و حرکت به سمت تحلیلهای کاربردی، آموزش اقتصادی ساده برای مردم و ایجاد فضایی که گفتوگوی صادقانه میان مسئولان و جامعه شکل بگیرد. رسانه باید به جای تمرکز بر جنجال، به بازتاب تجربههای موفق داخلی و جهانی بپردازد و از این طریق به شکلگیری امید مبتنی بر واقعیت کمک کند
حامد بلخاری، مدیر روابط عمومی سندیکای بیمهگران ایران
با توجه به شرایط فعلی اقتصادی کشور، افکار عمومی نسبت به برخی سازمانها، آمار و اطلاعات و حتی بعضی خبرها دچار بی اعتمادی شدهاند. در چنین فضایی، رسانهها اگه بتوانند واقعیتها را به درستی، بی کم و کاست و بدون حاشیه به اطلاع عموم برسانند، میتوانند بسیار تأثیرگذار باشند و کمکم اعتماد از دست رفته مردم هم احیا خواهد شد.
این موضوع در صنعت خدمات محور بیمه که بر اعتماد مرد بنا شده است، اهمیت بیشتری دارد، به گونهای که رسانهها میتوانند زمینه آشنایی و آگاهی مردم نسبت به موضوع بیمه را فراهم کنند و نگاه آنها به بیمه به عنوان یک هزینه یا خرید خدمت اختیاری را به سمت این باور هدایت کنند که بیمه یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی و پشتوانهای امن در شرایط سخت خواهد بود.
اگر رسانهها با بیان درست و شفاف، نقدهای منصفانه و آموزش تلاش کنند تا نقش و کارگرد بیمه در افزایش تولید و سرمایهگذاری و رونق اقتصادی را نشان دهند، آن گاه مردم هم توجه بیشتری به بیمه خواهند داشت و در گام اول به صنعت بیمه و در گام بعد به اقتصاد کشور کمک شایانی خواهد شد.
به نظر میرسد هنوز یک میزان ناهماهنگی و عدم درک متقابل میان سازمانها و رسانه وجود دارد. یعنی به ویژه در زمینه بیمه که حوزه ای تخصصی، فنی و گاهی بسیار پیچیده است، چنانچه رسانهها فقط دنبال موضوعات حاشیهای، تیترهای زرد، جنجالی یا سطحی باشند، مردم هم نمیتوانند تصویر درستی از موضوع بیمه به دست بیاورند.
از طرف دیگر، به نظر میرسد بعضی از سازمانها هنوز نحوه تعامل صحیح با رسانهها را درک نکردهاند و به دلیل محافظهکاری و برخی مصلحت اندیشیها، فرصت تعامل با رسانهها در راستای روشنگری، شفافسازی و اطلاعرسانی صحیح و به موقع را از دست میدهند.
خلاصه این که ما نیازمند آن هستیم که بین سازمانها و رسانهها، یک تعامل و رابطهی متقابل و محترمانه شکل بگیرد. رسانه باید به عنوان یه شریک تو مسیر پیشرفت سازمان مورد توجه قرار گیرد و در کنار آن روابطعمومیهای سازمانها هم باید با به کارگیری توانمندیهای تخصصی خود رابطهای مطلوب و مؤثر با رسانهها برقرار سازند.
اگر من صاحب یک رسانه بودم، به جای صرفا بازنشر اخبار، بر روی آموزش، ارائه تحلیلهای فنی، گفتوگوهای تخصصی معرفی راهحلهای اجرایی به ویژه در حوزههای مهمی مثل اقتصاد و بیمه تمرکز میکردم.
برای مثال در مبحث بیمه، میتوان محتواهایی تهیه کرد که به زبان ساده کارکردهای بیمه در زندگی اقشار جامعه را نشان دهد. یا یا روایتهایی واقعی از افرادی که بیمه در سختترین لحظات به آنها کمک کرده یا حتی کسایی که به دلیل عدم برخورداری از پوشش بیمه دچار مشکل شدند بیان کرد. به این ترتیب مخاطبان به اهمیت بیمه به عنوان یک ضرورت و نه فقط یک انتخاب پی خواهند برد.
به نظرم رسانه خوب رسانهای است که به دنبال ایجاد هیاهو و جنجال آن هم به واسطه تخریب سازمانها و شخصیتها نباشد و به صورت مستمر، موضوعات اساسی کشور را منعکس کند. رسانهای که بهدور از فضای هیجانی، بهصورت فنی و علمی به موضوعات زیرساختی کشور بپردازد، میتواند هم به ارتقای درک عمومی نسبت به بیمه و اقتصاد کمک کند و هم در مسیر توسعه کشور در کنار دولت، مردم و بخش خصوصی نقش موثری ایفا کند.
پایگاه خبری خرد و کلان پایگاه خبری خرد و کلان، تازه ترین اخبار حوزه بانک و بیمه و تحلیل ها و گزارش های جدید در این بخش ها را منتشر می کند.

