پنج شنبه , ۱۶ تیر ۱۴۰۱
خانه » بیمه » تجربه فساد در روابط عمومی به روایت یک شاهد زنده

تجربه فساد در روابط عمومی به روایت یک شاهد زنده

حمید رضا نصیری نژادپایگاه خبری خرد و کلان

۲۷ اردیبهشت ماه، روز ارتباطات و روابط عمومی است. من پیشتر قریب به ۵۰۰ روز در روابط عمومی یک شرکت فعالیت می کردم و حقیقتا می توانم بگویم تجربه منحصر به فردی از حوزه روابط عمومی در آن جا دارم. با وجود این که همه عمر کاری من در ارتباط با روابط عمومی بوده است، افراد بسیار حرفه ای، توانا و قدرتمندی را در این حوزه ها دیده ام و ارتباط کاری نزدیکی با مدیران و کارشناسان و مسئولان متعددی را در زمینه روابط عمومی تجربه کرده ام، اما تجربه حضور در آن شرکت حقیقتا ارزشمند بود.

بدون تردید می توان از آن دوره به سیاق «ادب از که آموختی، از بی ادبان»، یک کتاب نوشت با عنوان «کارهایی که در روابط عمومی نباید انجام داد»، اما اینجا تنها به بخش هایی از آن اشاره می کنم. تاکید می کنم که آنچه می خوانید، تجربه ای ناشی از مشاهدات با چشم غیرمسلح در همین شرکت بود و طبیعتا به سایر سازمان ها قابل تعمیم نیست.

 

پاچه خواری، الزام اصلی روابط عمومی بود

در کشورهای جهان سوم، عموما پاچه خواری یک الزام سازمانی است و کسانی که توانایی چنین اقدامی را نداشته باشند، به شکست در فرایندهای اداری محکوم اند. آنچه من در آن دوره می دیدم اما پاچه خواری عادی نبود، بلکه فراتر از همه مرزها بود. دویدن با سرعت زیاد به دنبال مدیر بالادستی، استفاده از عبارات تملق آمیزی چون «هر طور شما صلاح می دانید» و «رئیس دستور فرمودند»، به یاد داشتن تاریخ تولد مدیر بالادستی و خرید هدیه از پول شرکت، از جمله این رفتارها بود. یادم هست مدیر بالادستی بچه دار شده و بود و مدیر روابط عمومی این موضوع را طی نامه ای اداری به اطلاع عموم رسانده بود. بعد، این شائبه میان کارکنان پیش آمده بود که شاید خدا ناکرده مدیر مربوطه نازا بوده!

 

سوء استفاده مالی در قالب روابط عمومی

کمتر کسی است که نداند امکان سوء استفاده مالی در روابط عمومی بسیار زیاد است. به همین دلیل است که اغلب مدیران پاکدست روابط عمومی، در هزینه کردها خودشان را کنار می کشند. این یک رفتار کاملا حرفه ای است، اما در شرکتی که من بودم شرایط کاملا متفاوت بود. در آنجا، هزینه ها از محل روابط عمومی و حتی با امضای مدیر روابط عمومی انجام می شد، بدون آن که امکان دخل و تصرفی از سوی مدیر روابط عمومی در آن وجود داشته باشد.

اجرای کمپین های تبلیغاتی میلیاردی، برگزاری همایش هایی با هزینه های گزاف و استفاده از حضور سلبریتی ها به منظور پوشش اقدامات شرکت، هزینه های بسیاری برای شرکت می تراشید که مدیر بالادستی از همه آنها سهم می برد، اما مدیر روابط عمومی فقط نقل و انتقال اسناد آن را انجام می داد.

کمیسیون معاملات، اسم رمز سوءاستفاده های مالی بود؛ جایی که اصلا وجود خارجی نداشت و تنها با چند امضای فرمالیته، پول های میلیادری در آن جا به جا و پورسانت ها تقسیم می شد.

 

تلاش برای بقا و ارتقا

در این شرکت، عمدتا سایه «اخراج» و «تعدیل» بر سر کارکنان روابط عمومی بود، به همین دلیل آنها تلاش می کردند به هر قیمتی شده، مدیر بالادستی را راضی نگه دارند. تماس های گاه و بیگاه حتی تا پاسی از شب، ترددهای مکرر به اتاق مدیر به منظور اثبات حضور در سازمان و استفاده ابزاری از افراد برای نگهداشتن کیف و کت مدیران، تنها بخشی از این تلاش ها بود.

 

تهدید رسانه

رسانه ها در این سازمان یک تهدید همیشگی محسوب می شدند. به هیچ عنوان هیچ کدام از اهالی رسانه حق نداشتند وارد سازمان شوند و یا این که با مدیران آن ارتباط بگیرند. این دیدگاه در میان مدیر روابط عمومی وجود داشت که «به رسانه چه ارتباطی دارد ما در شرکت چه می کنیم؟» انتشار هر گونه خبر منفی درباره شرکت، با تهدید جدی و شکایت مواجه می شد، گرچه همه این شکایت ها هم به قرار منع تعقیب منتهی می شد.

 

خبرسازی

ساخت خبرهای دروغین، شگرد روابط عمومی این شرکت بود. انتشار اخباری که قابل صحت سنجی نبود مانند افزایش شاخص های عملکردی، یکی از مهمترین فعالیت های روابط عمومی این شرکت بود.

 

اطاعت محض از مدیران بالادستی

جریان اطاعت از مدیر بالادستی، گاه در این شرکت به شرایط بسیار مشمئز کننده ای می رسید. به خاطر دارم که یک بار، طرح طبقه بندی شبکه فروش در شرکت اجرا شده و عنوان Ranking بر آن گذاشته شده بود. مدیرعامل بیسواد و فرتوت شرکت که از خواندن این عبارت هم عاجز بود، خواسته بود که معادل فارسی آن را برایش بنویسند. روابط عمومی از کلمه «رنکینگ» در متن سخنرانی استفاده کرده بود، در حالی که مدیرعامل آن را «رنگینک» می خواند، چون تصور می کرد این عبارت معادل تخصیص رنگ های مختلف به هر طبقه از شبکه فروش است!

جالب آنجا بود که مدیر روابط عمومی به عنوان مشاور مدیرعامل، حتی جرات نمی کرد این غلط فاحش را به او یادآوری کند و ترجیح می داد همین رویه را ادامه دهد.

 

آنچه گفتم تنها بخشی از شرایط غیرقابل تحملی بود که دیدم و اکنون خوشحالم که سالهاست که روایت فساد در آن شرکت مشغولم، در حالی که شنیده ام همان مدیر بالادستی روابط عمومی، به زودی قرار است به عنوان مدیرعامل آن شرکت منصوب شود!

* کد خبر: 16313

این را نیز بررسی کنید

«پلنت»، همکار رسمی موسسه دیجیتال اینشورر

پلنت به عنوان اولین مرکز نوآوری بیمه و مالی از ایران به عنوان همکار رسمی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *