چهارشنبه , ۲۴ مهر ۱۳۹۸
خانه » بانک » تجربه یک شب خاطره انگیز با «ایران زمین»

تجربه یک شب خاطره انگیز با «ایران زمین»

یکی از مخاطبان ما تجربه جالبش از نحوه خدمات دهی «بانک ایران زمین» را روایت کرده است.

به گزارش پایگاه خبری خرد و کلان، آن طور که روای داستان گفته است، چنین تجربه ای را در یکی از کشورهای توسعه یافته اروپایی هم داشته و به هیچ وجه تصور نمی کرده بانکداری در کشور ایران تا این حد پیشرفت کرده باشد.

این روایت جذاب را بخوانید:
حدود ساعت هشت شب در مگامال مشغول خرید بودم. یک ساعتی در فروشگاه ها می چرخیدم تا توانستم از میان انبوهی از لباس ها، یک لباس مورد پسندم را انتخاب کنم. خوشحال شدم و در صف نه چندان کوتاهی منتظر شدم تا هزیه خریدم را حساب کنم. پشت صندوق که رسیدم، فروشنده گفت: ۱۸۸ هزار تومان!

راضی و خندان، دست کردم توی جیبم که کیف پولم را بردارم، اما نبود! هر چه گشتم، نبود. شرمنده از روی همه، خریدم را گذاشتم و از فروشگاه آمدم بیرون. همه جا را گشتم، اما کیف پولم را پیدا نکردم. با خانه تماس گرفتم، اما آنجا هم اثری از کیف پول نبود. خیلی ناراحت بودم؛ هم برای این که کیف پولم با همه پول مدارکی که داخل آن بود گم شد، هم برای این که آخرین فرصت حراج فروشگاه را از دست می دادم، هم برای این که جلوی آن همه آدم ضایع شده بودم!

نشسته بودم روی صندلی و داشتم فکر می کردم چه بلایی سر کیف پولم آمده. نگاهم افتاد به شعبه دیجیتال بانک ایران زمین! گفتم حالا که قسمت این بوده من پول کمتری خرج کنم، بد نیست سری به این تونل بنفش بزنم!

رفتم و با چند دستگاه بانکی مواجه شدم که به نظرم همه آنها چند کار مشابه هم انجام می دادند. کمی با آنها بازی کردم و توی فکر کیف پولم بودم و این که اگر کارت بانک همراهم بود، می توانستم از این دستگاه ها پول بگیرم. آقایی پیشم آمد و پرسید که چطور می تواند من را راهنمایی کند. با دل پر خون، جریان را برایش تعریف کردم و گفتم که متاسفانه بانک های ایران بعد از ساعت اداری هیچ خدماتی به مشتریان ارائه نمی کنند و از این حرف ها…

به من گفت: کارت ملی همراهت داری؟ گفتم: بله! هوشمندش رو هم دارم! گفت: میتونم کمکت کنم که تا نیم ساعت دیگه، به حراج برسی و خرید کنی!

تعجب کردم. پرسیدم چطور؟

من را پشت دستگاهی نشاند که اسمش یادم نیست! کارت ملی هوشمند را روی یک صفحه اسکن کرد و سپس اطلاعات شخصی ام را از طریق یک کیبورد ساده وارد کردم. بعد از آن یک تماس تصویری زنده با یکی از کاربران بانک برقرار شد و در واقع من احراز هویت شدم. شاید در کمتر از ۵ دقیقه، یک کارت بانکی برای من صادر شد.

از مسئول غرفه پرسیدم این چیست؟ گفت شما الان یک حساب در بانک ایران زمین دارید و کارت بانکی هم با همان حداقل پولی که در جیبتان بود، در اختیار شماست.

تعجب کردم؟ پرسیدم: در ساعت غیر اداری برای من حساب باز کردید؟ من اصلا تصور نمی کردم در ایران چنین کارهایی هم بشود کرد!

با خانه تماس گرفتم. شماره کارتم را دادم و خواستم کمی پول به حسابم واریز کنند. رفتم و خرید کردم.

برگشتم به شعبه دیجیتال. با متصدی شعبه رفیق شده بودم و او هم کارکرد بقیه دستگاه ها را برایم توضیح داد. این که می شود از این دستگاه ها نه تنها پول برداشت کرد، بلکه حتی پول هم می توان به حساب ها واریز کرد. می توان کارت هدیه آنی خرید و ده ها کارکرد دیگر.

این خاطره خوب، باعث شد نه تنها خودم را سفیر بانک ایران زمین کنم و همه جا آن را تبلیغ کنم، بلکه همه حساب های بانکی ام را هم در این بانک متمرکز کنم. واقعا تجربه جالب و دلنشینی بود.

* کد خبر: 11604

این را نیز بررسی کنید

زائران اربعین بیش از یک میلیون پیام رایگان ارسال کردند

زائران اربعین در سامانه اعلام وضعیت اپلیکیشن بله تاکنون بیش از یک میلیون و ۶۶ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *