سه شنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۹
خانه » ویژه » این طور شد که بیمه عمرم را بازخرید کردم …

این طور شد که بیمه عمرم را بازخرید کردم …

حمید رضا نصیری نژادپایگاه خبری خرد و کلان

چهار سال پیش که پسرم متولد شد، تحت تاثیر تبلیغات گسترده یک شرکت بیمه «خصولتی» و با توجه به دانش محدودی که موضوع بیمه های عمر داشتم، برای او و خودم بیمه نامه عمر و پس انداز خریدم. طی این مدت بارها با این سوال مواجه شدم که آیا باید بیمه نامه را بازخرید کنم یا تا پایان قرارداد ۳۰ ساله به واریز حق بیمه ادامه بدهم؟

من روش واریز حق بیمه ماهانه را انتخاب کرده بودم و این کارم را بسیار سخت کرده بود، چون در سال اول مجبور بودم هر ماه به یکی از شعب بانک تجارت مراجعه کنم. در سال بعد، کد دستوری واریز حق بیمه راه اندازی شد که البته باگ هایی داشت و در نهایت هم با محدودیت های بانک مرکزی، عملا استفاده از آن منتفی شد.

پس از آن پرداخت اینترنتی روی سایت این شرکت فعال شد که البته استفاده از آن چندان هم راحت نبود، اما مشکل را تا حد زیادی حل کرده بود. این روند ادامه یافت و من هر ماه حق بیمه را پرداخت می کردم تا اواخر سال گذشته که اتفاق عجیبی افتاد.

یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که با همین شرکت دچار مشکل شده است. موضوع این بود که پدر مرحومش به صورت کارمندی تحت پوشش بیمه عمر این شرکت بوده و با وجود گذشت چند ماه از درگذشت آن مرحوم، هنوز نتوانسته بود سرمایه فوت را دریافت کند. او مدعی بود که کارکنان شرکت به انحاء مختلف سرگردانش کرده اند و نه در شعبه شهرستان، نه در شعبه تهران و نه در ستاد مرکزی شرکت، کسی پاسخگوی او نبوده است.

شماره تماس یکی از مدیران شرکت را به او دادم و خواستم موضوع را پیگیری و نتیجه را به من اعلام کند. بعد از یک روز، ظاهرا این پاسخ را دریافت کرده بود که «اگر قرار بود به شما پول بدهند، در همان شعبه شهرستان کار شما انجام می شد.»

دوست من که خیلی از این وضع عصبانی بود، معتقد بود حاضر است برای گرفتن این پنج میلیون تومان غرامت فوت، پنجاه میلیون تومان خرج کند! این طور شد که من شماره مدیرعامل، معاونین مدیرعامل، چند مدیر ارشد از جمله مسئول رسیدگی به شکایات شرکت را به او دادم. جالب این بود که تقریبا همه مدیران شرکت پیش از این که مساله را بررسی کنند، این سوال را مطرح کرده بودند که این شماره را از کجا آورده اید؟!

نتیجه پیگیری موضوع طی یک هفته از همه مدیران شرکت و تهدید به رسانه ای کردن آن، این شد که بالاخره بعد از مدتی، مبلغ تعهد شده از سوی شرکت به حساب فرزندان بیمه گزار واریز شد.

این اتفاق، من را به این فکر انداخت که اگر همین امروز فوت کنم و خانواده ام بخواهند از مزایای بیمه عمر استفاده کنند، چه بر سرشان خواهد آمد؟ آن روز دیگر کسی نیست که شماره مدیران شرکت را بدهد تا موضوع را پیگیری کنند. در همین گیرودار بودم که دیدم بازرسان سازمان بازرسی کل کشور در آن شرکت مستقر شده اند!

بدون درنگ، به شرکت مراجعه کردم و بیمه نامه عمر خودم و پسرم را بازخرید کردم. مبلغ دریافتی را در بانک به نام پسرم سپرده گذاری کردم تا حتی در نبود من هم بتواند از آن استفاده کند.

این جریان من را یاد صحبت های یکی از اعضای هیات مدیره همان شرکت بیمه انداخت که اتفاقا استاد دانشگاه هم هست و «مشتری مداری» و «فروش» و «سازمان» تدریس می کند. یک بار که در کلاسش شرکت کرده بودم، این جمله را از او شنیدم که «یک نفر مشتری ناراضی، ۱۱ مشتری بالقوه را از خرید منصرف می کند.»

 

* کد خبر: 8280

این را نیز بررسی کنید

اختصاصی/ ریز هزینه کرد ناجا، راهداری و اورژانس از دریافتی شخص ثالث

داده های موجود نشان می دهد نه تنها اغلب شرکت های بیمه همه سهم خود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *