پنج شنبه , ۱۴ مرداد ۱۴۰۰
خانه » ویژه » «محمد شریعتمداری» از بیکاری، کارمندان بانک و فضای مجازی سخن گفت

«محمد شریعتمداری» از بیکاری، کارمندان بانک و فضای مجازی سخن گفت

حمید رضا نصیری نژادپایگاه خبری خرد و کلان

محمد شریعتمداری اکنون وزیر صنعت، معدن و تجارت است، اما تبحر زیادی در امور بانکی دارد. پدرش کارمند بانک ملی ایران بوده و خودش عضو شورای پول و اعتبار است، به همین دلیل او از ساده ترین کارها در شعبه تا سیاست های کلان بانکی را می شناسد.

متن کامل گفت و گو با او که به تازگی انجام و در مجله بانک ملی ایران نیز منتشر شده را در ادامه می خوانید.

گویا دلیل اصلی آشنایی و تعصب شما به بانک ملی ایران، مناصبی است که مرحوم پدرتان در این بانک داشته اند. کمی در این باره توضیح دهید.

پدرم حاج نورالدّین شریعتمداری پیش از تولد من به استخدام بانک ملی ایران درآمده بودند. من متولد سال ۱۳۳۹ هستم، در حالی که ایشان در دهه ۲۰ کارمند بانک شده بودند و بدین سبب من بخش زیادی از عمرم را در بانک ملی ایران گذراندم.
پدر من که مخالف رژیم شاهنشاهی بود، یک بار در شهریور ۱۳۲۰ و یک بار هم در سال ۱۳۴۲ به زندان افتاد. ایشان حتی از حوزه انتخابیه یزد کاندیدای رفتن به مجلس شورای ملی بودند که نگذاشتند، تحصیلات حوزوی هم داشتند و با مقدمات علوم دینی آشنا بودند. می دانید که اجداد من همه روحانی بودند و جد بزرگ ما آیت الله العظمی آخوند ملا محمد جعفر شریعتمداری استرآبادی از مراجع تقلید زمان خود بودند.
پدر، کارمند بانک بودند و به فراخور شغل خود در شهرهای مختلف ساکن می شدند. هر جا که می رفتند مذهبیون دور ایشان جمع می شدند و به مباحث دینی می پرداختند که همین وضعیت باعث نگرانی ساواک می شد. پدرم حتی در آن زمان حقوق بانک را شبهه ناک می دانست و به همین دلیل بخشی از پولش را رد مظالم می داد و حسابش را پیش مراجع تقلید صاف می کرد.
پدرم با علمای بزرگ زمان از جمله مرحوم محمد تقی شریعتی پدر دکتر علی شریعتی و نیز شهید مطهری مکاتبه داشت. همین مکاتبات که دست ماموران حکومت می افتاد، برای ایشان مشکل ایجاد می کرد. ایشان یک اسلام شناس بود و به علاوه بر علوم بانکی هم تسلط داشت، طوری که در موسسه عالی بانک یکدوره دو ساله را گذراند و تدریس هم می کرد. هم زمان شاعر هم بود و برخی اشعارش را من در مجموعه «دفتر عشق» گردآوری کرده ام.
من در بیمارستان بانک ملی ایران متولد شده ام، اما اولین خاطره ام از شعبه درجه چهار بانک ملی ایران در انارک است. آنجا شعبه کوچکی بود که بر اساس محاسبات پدر، زیان ده بود. پدر در نامه ای به مدیرکل بانک که آن روزها معادل مدیرعامل کنونی بود، نوشته بود که این شعبه باید علاوه بر تعدیل نیرو، به واحد کوچکتری تبدیل شود تا سودده باشد. بانک هم به همین پیشنهاد عمل کرد.
بعد پدر من به تهران منتقل شد. مدتی رئیس صندوق شعبه مرکزی بود در همین محل موزه بانک. و ما نیز در آن زمان با همان در چرخان ورودی بازی می کردیم! پدر هرگز بیکار نبود. صبح ها در بانک بود، شب ها هم برای شرکت های خصوصی کار حسابداری انجام می داد. حتی در یک دوره ماشین جوجه کشی گوشه خانه گذاشته بود و از آن استفاده می کرد. خیلی اهل کار و مطالعه بود و خطی زیبا داشت.

شما هم به ایشان کمک می کردید؟

من تقریبا همه کارهای بانک را بلد بودم و تجربه کردم. از نخ کشی کردن اسناد، پشت نمره کردن اسناد، لاک و مهر کردن تا کمک کردن به صدور حواله های ارزی و رمز گذاشتن روی حوالجات. شب های پایان سال بانک هم برای من خاطرات شیرینی داشت. تا صبح با پدر و در کنار کارکنان کار می کردیم و البته آنان چلوکباب هم سفارش می دادند! بعضی وقتها که کارمندی مرخصی می رفت، من کارش را انجام می دادم. حتی دفتر حسابداری را هم می نوشتم، گرچه کار خیلی سختی بود.

پس تجربه کاری خوبی داشتید.

بله. شاید به همین دلیل بود که وقتی انقلاب شد، زود مشغول به کار شدم. البته آن زمان اعتقاد به جوانان هم بیشتر بود، ولی ما هم در دوران زندگی سرد و گرم را چشیده بودیم. زمانی که پدر در لنگرود کار می کرد، من ۱۵ ساله بودم و به تنهایی و مستقل در رشت زندگی می کردم.

شما به عنوان یک شخص حقیقی حتما کار بانکی هم دارید. آخرین باری که به شعبه بانک رفتید، چه زمانی بود؟

حقوق ماهیانه من به حسابی که در بانک ملی شعبه امام خمینی دارم واریز می شود. ولی همه امور آن حساب و بقیه حساب ها را به همسرم داده ام. در واقع واریز به این حساب که اتوماتیک است، اما از برداشتش خبر ندارم! به طوری کلی امور مالی خانه ما در اختیار همسرم است. آخرین بار هم در شعبه یک بانک که به تازگی افتتاح شده بود حاضر شدم. ولی در طول دوران زندگی حساب های متعددی در بانک ها به ویژه شعب بانک ملی که پدرم مسئول آن ها بود باز کرده ام و البته از سرنوشت آنها خبری ندارم. دفترچه های پس انداز زیادی داشتم.

یکی از بخش های مسئولیت شما، بازار است. آخرین باری که خرید رفتید کی بود؟

من تعمدا به خرید می روم و اغلب هم تلاش می کنم که کسی من را نشناسد، چون وقتی فروشنده ها من را می شناسند، گرفتار تعارفات معمول می شوم یا این که اگر قیمت کالایی هزار تومان باشد و من ۵ هزار تومان پول بدهم بقیه اش را پس نمی گیرم، بنابراین به ضرر من تمام می شود! خودم رفتن به بازار را دوست دارم، مخصوصا محیط بازارهای قدیمی مثل بازار تبریز و تهران را می پسندم. آخرین بار هم اخیرا شیر خریدم!

شما خرید شب عید را چطور انجام می دهید؟

همان طور که گفتم خرید خانه و اداره زندگی با خانم است. منابع در اختیار ایشان است و ایشان هم بسیار مقتصد است. من اگر چیزی بخرم و قیمتش را ندانم، حتما مورد مواخذه قرار می گیرم. حتی اگر بدانم و کالایی را با قیمت غیرمتعارف خریده باشم، ایشان نمی پذیرد، به همین دلیل بیشتر خودش خرید می کند.
همسر من فرد خود ساخته ای است. بد نیست یک خاطره بگویم. در دوران جوانی که بچه های ما کوچک بودند، به خیابان بهار رفتیم تا برایشان لباس بخریم. در مغازه ها گشتیم و ایشان چیزی نخرید. بعد به مغازه دیگری رفتیم و ایشان پارچه و تور و یراق و زیپ خرید و خودش در منزل همان لباس ها را دوخت.

چند فرزند دارید؟

۳ تا دختر و یک پسر دارم که همه ازدواج کرده اند. ۴ تا نوه دارم و آنها را بسیار دوست دارم. گاهی شده ساعت ۱۲ شب خواهش کرده ام که نوه هایم را بیدار نگه دارند تا من بیایم و آنها را ببینم.

در کدام مدرسه درس خواندید؟

من در شهرستان های زیادی بودم و همان جاها تحصیل کردم. بعد از این که به تهران آمدیم، مدتی در مدرسه علوی درس خواندم. مدتی هم در مدرسه رهنما در خیابان ابوسعید بودم و بعضی سطوح را هم در مدرسه ابن سینای خیابان زرین نعل گذراندم. آن زمان که در مدرسه علوی بودیم، آقای تهرانی که معاون نخست وزیر شد و آقای نهاوندیان هم آنجا بودند.

ماشین شخصی شما چیست؟

من ماشین شخصی ندارم. قرار بود خانم برای من ماشین بخرد، ولی برای خودش یک پژوی ۴۰۵ خرید!

از کیفیت کالاهای داخلی راضی هستید؟

کیفیت کالا برای سطوح مختلف مصرف تعریف می شود. در مواد غذایی برندهای مشهوری داریم که به آمریکا و اروپا هم صادر می شوند. در حوزه های نانوتکنولوژی و بایوتکنولوژی و مهندسی نیز محصولات خوبی داریم. حالا از ۸۵ هزار واحد صنعتی کشور، ممکن است تعدادی از محصولات هم خوب نباشند و یا حتی فعالیت آنها دچار مشکل باشد. دلیل عمده مشکلات آنها هم نبود منابع و سرمایه در گردش است. بالاخره کشور تحریم بوده و مسائل سیاسی هم در این وضعیت دخیل بوده است. نتیجه این مشکلات مثلا در صنعت خودرو خودش را نشان داده است، ولی به هر حال مطالعات ما نشان می دهد روند رضایت مردم از کیفیت خودروهای داخلی رو به افزایش است و ورود پلت فرم های جدید هم این روند را سرعت می بخشد.

شما هیچ وقت طعم بیکاری را چشیده اید؟

من شخصا بیکاری را تجربه نکرده ام و از اول انقلاب به طور رسمی مشغول به کار بودم. انقلاب که پیروز شد به کمیته مرکزی آمدم که از توزیع نفت در سر کوچه ها تا بلند شدن هواپیما در پایگاه یکم شکاری تهران تحت نظارت آن بود. بعد به نخست وزیری رفتم و در اتاق کسی نشستم که ۸۰ سال سنش بود و ۴۰ سال سابقه کار داشت، در حالی که من فقط ۱۹ سال داشتم.
فرزندانم هم که همه تحصیلکرده اند، کار دولتی نمی کنند. دخترانم پیش از این مشغول به کار بودند، اما اکنون همه خانه دارند.

جوان ها برای رهایی از بیکاری باید چه کار کنند؟

کسانی که توانایی مشخصی دارند و برای خودشان مهارت هایی خلق کرده اند، همین الان در اوج بیکاری هم برای خودشان کار ایجاد می کنند. امیرحسین پسر کوچک من که متولد ۱۳۶۷ است، زمانی که ۱۲ سالش بود و در مدرسه درس می خواند، معلمی داشت که در حوزه نصب و فروش کامپیوتر کار می کرد. من بعدا فهمیدم که امیرحسین هم با معلمشان همکاری می کند و درآمد این کار را با هم تقسیم می کنند. کسی که نگاهش این طور باشد، بیکار نمی ماند.
به نظر من بیشتر از این که فضای کسب و کار مانع ایجاد شغل باشد، مشکل عدم مهارت وجود دارد. آنهایی که دارای خلاقیت، پشتکار و تلاش باشند، بیکار نمی مانند.

بچه ها در چه مدرسه ای درس خواندند؟

دخترانم تا دبیرستان در مدرسه شاهد بودند، چون فکر می کردم محیط آنجا مناسب است. مخصوصا که از وقتی برادرم شهید شد، دختر او با فرزندان من بزرگ شد. امیرحسین هم که در مدرسه علوی و سروش درس خواند.

تفریحتان چیست؟

الان که هیچ، ولی من از جوانی ورزش می کردم. ورزش رزمی کاراته را ادامه دادم و کمربند سیاه دارم.

شما سربازی هم رفتید؟

محل اشتغال من در دوره جوانی، کمیته مرکزی انقلاب اسلامی بود و همان جا دوره سربازی را طی کردم. دوره آموزش نظامی را هم آنجا و در پادگان نصر گذراندم.

رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟

رابطه خوبی دارم و از انچه در فضای مجازی می گذرد مطلع هستم. این تکنولوژی منافع بزرگی برای ما دارد، ولی ممکن است اطلاعات غیرواقعی هم در آن منتشر شود. مثلا اخیرا فیلمی منتشر شده بود که در آن کسی مدعی بود ممنوعیت واردات خودرو، ۱۰۹ هزار میلیارد تومان سود مبتنی بر رانت ایجاد کرده است. شما می دانید ارزش کل واردات خودرو با دلار نرخ روز، ۸ هزار میلیارد تومان بیشتر نمی شود. چطور ممکن است ۱۴ برابر این رقم سود حاصل از واردات باشد؟ یعنی گمرک و سازمان مالیاتی و وزارت اقتصاد از هیچ کدام اینها خبر ندارند؟ اینها مشکلات فضای مجازی است.

می دانید که بانک ملی ایران هم یک پیام رسان رسمی دارد.

بله، پیام رسان «بله» را می شناسم و می دانم که با آن کار بانکی هم می توان انجام داد. تبلیغاتش را هم دیده ام.البته سرویس«بام» هم خیلی خوب است.

در توییتر هم حضور دارید؟

حساب توییتری دارم ولی فعال نیست. به نظرم باید خودم در آنجا حضور داشته باشم و نمی توانم آن را به کس دیگری واگذار کنم. البته من در فضای اینترنت حضور دارم و خودم هم صفحه ای به نام «خرد» دارم که قبل از انتخابات هم فعال بود و آنجا اطلاعاتی را منتشر می کنم.

به بانک ملی ایران چه نمره ای می دهید؟

من به بانک ملی ایران تعصب دارم و معتقدم خدماتی که این بانک ارائه می دهد در نظام بانکی بی نظیر است. مهمترین مسئولیت های نظام بانکداری کشور در حوزه دولت بر دوش بانک ملی است. بانک ملی مادر همه بانک ها و علت موجده بانک کشاورزی، بانک مرکزی و بانک مسکن است. بانکداری در ایران به نام بانک ملی ایران شناخته می شود و طبیعتا نمی شود آن را با بانک های دیگر مقایسه کرد. این مایه افتخار است، به ویژه این که از لحاظ شفافیت صورت های مالی و فعالیت های حوزه آی تی هم در رده های بالاست.

به نظر شما کار کردن در بانک چه ویژگی ای دارد؟

یکی از مهمترین مشکلات کارمندان بانک ها، استرس کاری است. به هر حال آنها مسئول حفظ پول و اموال مردم هستند. من خاطره ای دارم که جالب است. زمانی که پدرم رئیس شعبه بود، یک فرد ناهنجار در شعبه کار می کرد. یک بار موقع حساب و کتاب، متوجه می شوند که ۷۰۰ هزار تومان از منابع صندوق کم است و اتفاقا آن روز همان فرد به سر کار نیامده بود. پدر موضوع را به اداره آگاهی اطلاع دادند و آن ها هم یک مامور فرستادند تا موضوع بررسی شود. جالب این که پدرم ماشین خودشان را از بابت پوشش اختلاس آن کارمند در اختیار مامور آگاهی قرار دادند.
خوشبختانه آن فرد پیش از خروج از کشور دستگیر شد و به جرمش هم اعتراف کرد، اما تا زمانی که او دستگیر شود، استرس واقعی به پدر و مادر من و همه اعضای خانواده وارد شد، به طوری که مادرم با فشار عصبی شدیدی رو به رو بود. من معتقدم نظام بانکی باید تسهیلات خوبی برای کارکنانش فراهم کند تا زمینه فساد در این سیستم کلا از بین برود.
یک بار رئیس کل گمرک یکی از کشورها را ملاقات کردم. از او پرسیدم فساد در کشور شما چطور کمرنگ شده است؟ او گفت که ما تلاش کرده ایم مقررات را شفاف و ساده کنیم. از سوی دیگر سازمان ما همه امکانات رفاهی لازم برای یک فرد را به سادگی در اختیارش می گذارد، بنابراین دلیلی برای سوء استفاده از موقعیت شغلی باقی نمی ماند.
بانک ملی ایران از قدیم در نزدیکی میدان بهارستان یک شرکت تعاونی داشت که اجناس مورد نیاز کارکنان را به صورت قسطی به آنها می فروخت. این تعاونی بسیار کارکرد مناسبی داشت و مانع بزرگی بر سر راه بروز فساد بود.

خواسته شما از بانک ملی ایران و مجموعه نظام بانکی چیست؟

اقتصاد بانک محور ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند خلاقیت نظام بانکی در حوزه تولید است. نرخ سود بالا، برای تولیدکننده بسیار دردسر ساز است و بدون شک نرخ بازده تولید باید با نرخ سود تسهیلات بانکی آشتی کند، چون با شرایط کنونی، ادامه راه ممکن نیست. یک وقت گفته می شد نرخ سود تسهیلات از تورم تبعیت می کند، اما الان با وجود کاهش نرخ تورم، نرخ سود متناسب با آن کاهش نیافته است. جایگاه مدیرعامل بانک ملی ایران در شورای هماهنگی بانک های دولتی بسیار متعالی است و می توان از این ظرفیت برای کمک به بانک مرکزی برای تسهیل شرایط استفاده کرد.

در حاشیه: محمد شریعتمداری می گوید قلک های معروف بانک ملی ایران را مصطفی عالی نسب، اقتصاددان و صنعت گر معروف ایرانی طراحی کرده و ساخته است. او که از اهالی تبریز بود، امروز با «سماور عالی نسب» مشهور است. با این حال قلک های بانک ملی ایران یک کار مهندسی شده صنعتی بوده، به طوری که محل ورود پول به آن بدون داشتن فنر قابلیت ارتجاعی داشته و قفل آن نیز طراحی منحصر به فرد بوده است.
او این را هم می گوید که سماور ایرانی عالی نسب در زمان خودش آنقدر مهم بوده که پشت در اتاق مرحوم مصدق، یکی از آن سماورها همیشه روشن بود و نخست وزیر وقت به داشتن آن سماور ایرانی افتخار می کرده است. عالی نسبت حتی «والور» ایرانی را بهتر از نمونه انگلیسی اش ساخته بوده، تا جایی که انگلیسی ها از او شکایت کرده بودند، اما او در دادگاه تبرئه شده و اعلام کرده که محصولش کپی شده نیست.

* کد خبر: 7986

این را نیز بررسی کنید

اختصاصی/ ۱۷ کارگزار برخط قانونی از سوی بیمه مرکزی مشخص شدند

اسامی ۱۷ کارگزار رسمی برخط دارای مجوز یا در حال طی مراحل دریافت مجوز از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *